| 1.ملا اسماعيل عارف روييني اسفرايني(م.1288هـ.ق)
ملا اسماعيل روييني اسفرايني متخلص به «عارف» از شاعران و عارفان و اديبان قرن سيز دهم هجري و از معاصران حكيم حاج ملا هادي سبزواري است. وي به سال 1220 هـ..ق در روستاي «رويين» چشم به جهان گشود؛پدرش «ملا قربانعلي»،كه بنا به گفته ي عارف از«زبده ي اهل خرد» بود؛ در اثر اختلاف محلي همراه با برادرش «ملا صفر علي» از وجه آباد شهريار تهران جلاي وطن كرد و به اسفراين آمد. ملا صفر علي در روستاي «سرخ قلعه» اسفراين ساكن شد و ملا قربانعلي در روستاي «رويين» اسفراين اقامت گزيد و در آن جا ازدواج كرد . از او چهار فرزند باقي ماند، كه همه شاعر و اهل فضل و دانش بودند؛فرزندان او به شرح:1.اسماعيل(عارف)2.حاجيه خانم3.عبد المجيد(سالك)4.عبد الائمه (سر العيان) مي باشد.
هنگامي كه عارف گام در 28 سالگي نهاده بود،پدرش به سراي جاويد شتافت.
عارف در زادگاه خويش نشو نما كرد و در مشهد مقدس تحصيلات عربي و ادبي را پي گرفت وي در حضور مرحوم حاج ملا هادي سبزواري حكيم نيز مدتي درك فيض كرد و چندي نيز در تهران و نجف اشرف به كسب علوم و معارف اسلامي پرداخت و سر انجام فاضلي شهير و عالمي متبحر گرديد.عارف به مقتضاي محيط،بقيه عمر را در اسفراين و نيز گاهي در بجنورد به سر برد؛به همين دليل بعضي او را بجنوردي ناميده اند. وي مورد عنايت و توجه جعفر قلي خان و حيدر قلي خان سهام الدوله ايلخاني شادلو بود كه از ممدوحان عارف به شمار مي آيند.
ديوان عارف در واقع تاريخ منظوم اسفراين در دوره ي قاجاريه است. ماده ي تاريخ ها،تاريخ بناي بعضي از آبادي هاي اسفراين،كه در روزگار صفويه و قاجاريه ساخته شده،حوادث مهم دوره ي قاجاريه و خرابي سلطان آباد اسفراين و سمنگان اسفراين و بسياري از وقايع مهم تاريخي قرن سيزدهم، كه جز ديوان عارف در منابع ديگر به دست نمي آيد، از نظر او دور نمانده است. اين مراتب بر ارزش كار عارف را از بعد تاريخي مي افزايد.
عارف از معاصران و مباشران مرحوم ابوالحسن ميرزاي شيخ الرييس بوده و بين عارف و شيخ الرييس معارضات ادبي برقرار بوده است.در واقع،عارف،تالي حاج ملا هادي سبزواري حكيم بوده است.
خاندان عارف همگي شاعرند؛گويي شعر و شاعري در اين خاندان موروثي بوده است و تا سال هـ .ش1384يكي از نوادگان عارف، آقاي غلامرضا اسفرايني،كه به «مشهدي» و«اسفرايني» تخلص مي كرد،از جمله شعراي بديهه سراي اسفراين به شمار مي رفت.
عارف در اواخر عمر در قريه ي زادگاه خود زندگي مي كرد و سر انجام در سال 1288هـ .ق در همان آبادي چشم از جهان فرو بست؛سپس جنازه ي او را به اسفراين حمل كردند و در ممّر مسجد جامع اسفراين به خاك سپردند.
كتابخانه اي بسيار ارزشمند هم از عارف به يادگار مانده كه پس از وي به عارف ثاني و پس از مر گ عارف ثاني بين فرزندان مرحوم رحماني(آقايان حميد رحماني،مهدي رحماني،جواد رحماني و...)تقسيم شده و در دست آنان محفو ظ است.
آثار باقي مانده از ملا اسماعيل عارف بدين شرح است:
الف:تحفه ي حيدريه(ديوان اشعار)
ب:اسرار العرفان
پ:انوار العرفان
ت:اجوبة المسائل البجنورديه
ث:مثنوي ايرج و پري
2.ملا عبد المجيد سالك(م.1267هـ .ق)
وي فرزند ملا قربانعلي و برادر ملا اسماعيل عارف،معاصر حاج ملا هادي سبزواري است،عبد المجيد در آبادي «رويين»اسفراين چشم به جهان گشود و در خانواده اي كه همه ي اعضاي آن، اهل فضل و ادب و قرآن و عرفان و از عالمان دين و از شعراي مشهور اسفراين بودند،رشد و نمو كرد با اين كه عمر طولاني نكرد در ابيات و عرفان به كلام رسيد،و به «لهجه ي اهل رويين» نيكو شعر مي سرود.سالك از نازك انديشان و نيكو طبعان رويين اسفراين است.عبدالمجيد سالك در «رويين» ازدواج كرد و حاصل اين ازدواج دو فرزند به نام هاي «ظهير الدين محمد حسن» كه هنگام فوت پدر سيزده ساله بود وديگري «نصير الدين» و يا «سالك ثاني» است كه در زمره ي اهل و ادب و شعراي اسفراين به شمار مي رود . عبدالمجيد در جواني چشم از جهان فرو بست،فرزندان وي را خواهرش شاعره بي بي خانم پرورش داد و تربيت كرد و عارف،ملااسماعيل نيز چون پدري مهربان در هدايت و ارشاد آنان نقش مهمي داشت.عبدالمجيد سالك علاوه بر زبان فارسي و لهجه ي روييني به عربي نيز اشعار زيادي سروده است كه مي تواند بيانگر وسعت دانش و اطلاعات او باشد.همان طور كه اشاره شد،وي در جواني در سال 1267هـ .ق چشم از جهان فرو بست ماده ي تاريخ وفات او را ملا اسماعيل عارف به نظم در آورده است
عبدالمجيد سالك از جمله شاعران انجمن شعراي اسفراين در دوره ي قاجاريه بوده است.وي غزليات و قصايد زيادي به اين انجمن عرضه داشته است.
عبدالمجيد شعري محلي با نام«پلو» به لهجه ي اهل رويين سروده كه بسيار جالب و بيان كننده ي اوضاع بد اقتصادي مردم آن روزگاران بوده است.اين شعر ضميمه ي ديوان اسماعيل عارف،نسخه ي خطي شماره ي 5526 كتابخانه ي ملك است،كه در اين جا به چند بيت آن اشاره مي كنيم:
عــيد است و فـكر مـو به خيـال پـلو مـره هركـــه پـلـو دره، به فرغت دخو بره
در مدرسه ي خراب،كه جز خشت پخته نيس ای فــكر خام،سلك مشكي چطور مره
چـشمام چـو مـفته ور اتـش مطـبخ شمـا جــانـم ز اشتيـاق پـلو، پر الــو مره
بـغـداد مـو خـراب هـم از قـيـمـه پـيـاز از چـشم مو چو دجلـه ي بغداد او مره
در صبـح عـيد نيست مـرا جز عـمـامه اي او هم به شـام،يك شبه امشو گرو مره
بيش تر اشعار عبدالمجيد سالك در مدح پيامبر اسلام (ص) و ائمه ي اطهار(ع) است.وي در حدود سه هزار بيت شعر سروده است.ممدوحان عبدالمجيد،نصرت الله خان امير پنج،سردار مفخم بجنوردي و يزدان قلي خان مي باشند،كه حاكمان اسفراين بوده اند و عبدالمجيد سالك بنا به مصلحت روزگار،آن ها را مدح كرده است.عبدالمجيد،گفتار امام رضا در معاني حروف تهجّي از عربي به فارسي ترجمه كرده است و به سلك نظم كشيده وآن را «تحفه ي حسينيّه» نام نهاده و به اسم فرزندش«ظهيرالدين محمد حسن» توشيح كرده است.
از جمله آثار او،شرح نهج البلاغه و ترجمه ي آن به نظم است كه با بياني بسيار ساده بدان پرداخته و در روز دوشنبه 12 ربيع الا ول سال 1284 هـ .ق در مدرسه ي نواب مشهد مقدس از تأليف و كتابت آن فراغت يافته و آن را«دره المكونه» ناميده و به فرزندش «ظهير الدين محمد حسن»تقديم داشته است،نسخه ي خطي اين كتاب از جمله كتاب هاي كتابخانه ي عارف ثاني بوده و در كتابخانه ي حميد رحماني نگه داري مي شود.
عبدالمجيد شرح دعاي جوشن كبير را نيز به تحرير آورده است.
3.عندليب روييني:
عندليب از سادات و از شعراي دوره ي قاجاريه و معاصر ملا عبدالمجيد سالك است و بيش تر اشعارش در مراثي ائمه ي اطهار است.
4.بي بي خانم سالكي (1277هـ .ق-نيمه ي دوم قرن سيزدهم)
شاعره بي بي خانم يا حاجيه خانم روييني اسفرايني،دختر ملا قربانعلي و خواهر ملا اسماعيل عارف و عبد المجيد سالك و عبد الائمه سرّالعيان است. تاريخ ولادت وي با خط برادرش ملا اسماعيل عارف (م.1288هـ . ق) در حاشيه ي ديوان خطي وي،شب دوشنبه،4شعبان سال 1277 هـ .ق درج شده است. شاعري در بين ذكور و اناث اين خانواده عموميت دارد. اين شاعره از زنان فاضله ي رويين اسفراين به شمار مي رود تنها شعري كه از او باقي مانده شكواييه اي است در سوگ برادرش ملا عبدالمجيد سالك،كه بيانگر ذوق و قريحه و باريك انديشي و خوش طبعي اوست.
5.عبدالائمه(سرّالعيان)
عبدالائمه فرزند ملا قربانعلي و برادر ملا عبدالمجيد سالك و ملا اسماعيل عارف است.او در قرن سيزدهم هجري مي زيسته است.از فقرا و دراويش اسفرايني نقل است كه سرالعيان،ابدال وش و بي آزار بوده است.نيز اشعار نيكو مي سروده است. از سروده هاي سرالعيان«ساقي نامه اي» است كه از آن معلوم مي شود با دستگاه هاي موسيقي آشنايي داشته است.
6.محمد حسين عارف ثاني:
محمد حسين عارف از شاعران قرن سيزدهم وچهاردهم هجري قمري است.محمد حسين در روستاي رويان(=رويين)به دنيا آمد و در زادگاه خويش رشد و نمو كرد و به تحصيل پرداخت. مادرش دختر ملا اسماعيل عارف و پدرش شيخ الاسلام بود. او به«عارف ثاني»مشهور است و بدان نيز «تخلّص» مي كرد. اشعار وي پراكنده است. ديوان مستقلي از او بدست نيامد،اما بعضي از قصايد و ابياتي كه بنا به ضرورت هايي سروده؛همراه با ديوان ملا اسماعيل عارف روييني،جدي مادري اش به دست آمده است.عارف ثاني با سالار مفخم بجنوردي،معاصر و از جمله ممدوحان اوست.
عارف ثاني كه شاهد تركتازي تركمانان گوگلان به اسفراين و رويين و فريمان بوده، اشعاري جهت هم دردي خودش سروده است و آن نيز به دست آمده است.
7.نصير الدين سالك دوم:
نصير الدين ملا عبد المجيد سالك بن قربانعلي روييني اسفراييني،مشهور به «ميرزاي سالك» از شاعران و عارفان رويين اسفراين و از دانايان به ادبيات عرب و آيات قرآن بود.وي معاصر سهام الدوله ي شادلو،حاكم اسفراين و بجنورد بوده و ميرزاي سالك درمدح او اشعار زيادي سروده است. ملا اسماعيل سالكي (1316-1410ه .ق)شاعر و عارف روييني،فرزند اوست.
8.اسماعيل سالكي:
اسماعيل بن نصيرالدين بن عبدالمجيد بن قربانعلي از شاعران و مديحه سرايان معاصر است.وي در سال 1316هـ .ق در روستاي رويين اسفراين در خانواده اي مذهبي و عرفاني و اهل ادب چشم به جهان گشود.اين سالك و پير طريقت كهنسال اسفرايني،94سال در وادي فقر و قناعت زيست و پيوسته در راه حق استوار گام برداشت و هيچ گاه فقر و تنگ دستي باعث لغزش وي نشد.ملا اسماعيل،متخلص به«سالكي»،همواره مداح اهل بيت عصمت و طهارت (ع) بود.وي اشعار جانگدازي در رثاي امام حسين(ع)و اهل بيتش سروده است. تنها راه امرار معاش آن پير فرزانه،صحافي كتاب بود.سالكي،تحصيلات ابتدايي را در روستاي رويين به پايان رساند،سپس گام در وادي عرفان نهاد.وي معاصر و معاشر سلطان مراد گلستاني سبزواري،شاعر و عارف بود.بين اين دو يار ديرينه همواره مشاعره و مكاتبه وجود داشت.
ملا اسماعيل سالكي،سرانجام در سال 1410 هـ .ق چشم از جهان فرو بست و در اسفراين به خاك سپرده شد.آثار او عبارتند از:درياي اشك و بحر الجواهر.
9.شايق اسفراين:(قرن 13)
عبدالحسين كلاته فقيري متخلص به «شايق» از شاعران دوره ي ناصرالدين شاه قاجار است. وي در آبادي كلاته فقير زاده شد و در آن جا نشو نما كرد. در اسفراين تحصيل كرد.سپس به رويين اسفراين رفت و از مريدان ملا اسماعيل عارف شد.وي از اعضاي انجمن شعراي اسفراين در ايام سرتيب نصرت الله خان مير پنج بود.حضور فعال شايق در انجمن شاعران اسفرايني باعث رشد ادبي وي شد تا بدان جا كه توانست از عهده ي سرودن انواع ادبي شعر برآيد . وي مانند دگر اعضاي انجمن حاكم اسفراين، نصرت الله خان مير پنج را،مدح كرد. شايق در اشعار خود زيبايي هاي اسفراين را به تصوير كشيده است. او سرانجام در اواخر قرن سيزدهم چشم از جهان فرو بست و در آبادي رويين در جوار امام زاده اسحاق رويين رخ در نقاب خاك كشيد.
از اشعار شايق اسفرايني معلوم مي شود كه وي از گذشته ي تاريخي اسفراين آگاهي لازم را دا نسته است. اشعار وي حاوي اطلاعات ارزنده اي در باب تاريخ اسفراين است.
10.عارف نور علي شاه دويني اسفرايني:
اصل وي قوچاني بوده است و به خاطر اينكه همسري «روييني» داشته ومدتي در رويين مي زيسته او را «روييني» نيزگفته اند .
11.حاج عبد الله طيبي(1305-1372 هـ .ش)
حاج عبدالله طيبي فرزند«ملا رحمان» از جمله معلمان و مكتب داران و شاعران آبادي رويين اسفراين است،وي در سال 1305 هـ .ش در «رويين» زاده شد.تحصيلات ابتدايي را در خدمت پدرش كه مكتب خانه داشت،گذراند و از همان سنين به سخن منظوم تمايل يافت.طيبي در سنين جواني پدرش را از دست داد و مسئوليت اداره و ادامه ي كار پدر بر عهده ي او گذاشته شد،هر چند،چندان پخته ي اين كار نبود،اما همت والاي مادرش همراه او شد و مانع از تعطيلي مكتب خانه گرديد.
طيبي مكتب خانه را تا سال 1339برپا نگه داشت،اما در اين سال،كه اسفراين به عنوان شهرستان مستقل شناخته شده بود،در روستاي رويين نيز دبستاني دولتي تأسيس گرديد. او مدتي مقاومت كرد و سر انجام به عنوان معلم به استخدام آموزش و پرورش در آمد و تا سال 1362در زادگاه خويش در دبستان شهيد آقا مصطفي خميني (معزي سابق) به تدريس اشتغال داشت. سپس به اسفراين كوچيد در دبستان هاي 22بهمن،شهيد آيت،پاسداران به كار خويش ادامه داد و سر انجام در دبيرستان المهدي به عنوان كتاب دار به خدمت ادامه داد و در آذر ماه 1370بازنشسته شد.
حاج عبدالله طيبي به مناسبت هاي گوناگون،شعر سروده است. اشعار او بسيار ساده و بي آلايش است و دفتر او،كه مشتمل بر شش هزار بيت مي باشد،در دست فرزندش آقا احمد طيبي است. او با مجله ي باغ صائب نيز همكاري داشت و تعدادي از اشعارش در آن چاپ شده است. اين شاعر به مسافرت،خيلي علاقه نشان مي داد و سرانجام در آخرين راه سفر به سوريه براي زيارت قبر مطهر حضرت زينب (ع)،در پانزدهم فروردين 1372 بر اثر تصادف با اتوبوس در گذشت. جنازه ي او را به اسفراين آوردند و در«بهشت زهراي اسفراين» به خاك سپردند.
12.شهيد محمد حسن طيبي:
حجة الاسلام و المسلمين محمد حسن طيبي نماينده ي مردم اسفراين در دوره ي اول مجلس شوراي اسلامي بود.وي در سال 1310 هـ .ش در «رويين» از توابع شهرستان اسفراين در خانواده اي مذهبي چشم به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي و قرآن و مقدمات علوم انساني را نزد پدرش«ملا رحمان» كه در روستاي رويين«مكتب خانه» داشت،فرا گرفت. شهيد طيبي در عنفوان جواني پدرش را از دست داد و با كمك برادر بزرگ ترش مرحوم حاج عبدالله طيبي و مادرش از سن 15 سالگي روانه ي حوزه ي علميه ي مشهد مقدس شد. وي محضر بزرگاني چون:مدرس،شيخ هاشم قزويني و استاد وحيدي خراساني را درك كرد و فقه و اصول آموخت.
شهيد طيبي پس از طي مدارج علمي به زادگاه خويش بازگشت و به تبليغ علوم اسلامي پرداخت و در كنار آن به كشاورزي نيز علاقه نشان مي داد. وي مردي خود ساخته و خدمت گزاري صديق و متواضع بود. تحصيل در حوزه ي علميه وي را با مسائل سياسي نيز آشنا ساخت و در اين راستا با ايراد سخنراني ها و خطابه هايي عليه رژيم ستم شاهي پهلوي همراه با پخش اعلامه ها و نوار هاي امام خميني (ره) قبل از پيروزي انقلا ب اسلامي ،از چهره هاي شجاع و سودمند آن دوران بود.تلاش و فعاليت سياسي شهيد طيبي از سال 1354 تا پيروزي انقلاب با تشكيل جلسات در «رويين» و سخنراني وي در «خانه ي فرهنگ اسفراين»،كه محل اجتماع مبارزان و انقلابي ها بود،دل گرمي بسياري به اسفراينيان مي داد تا جايي كه آن شهيد بزرگوار را به عنوان«روحاني مبارز» مي شناختند. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در انتخابات اولين دوره ي مجلس شوراي اسلامي با توجه به شناخت مردم اسفراين و توابع نسبت به شخصيت علمي و سياسي ايشان،وي به عنوان «اولـيـن نـماينده ي مردم اسفراين» روانه ي مجلس شوراي اسلامي شد.
حجة الاسلام و المسلمين طيبي در مجلس شوراي اسلامي با عضويت در كميسيون اصل 90،تلاش خود را در جهت رسيدگي به مشكلات مردم افزايش داد،وي از پيروان صديق امام خميني،رهبر كبير انقلاب اسلامي بود.بر اين اساس،لزوم اطاعت از رهبر امت و بنيان گذار جمهوري اسلامي،حضرت امام (ره)،يكي از اصول فكري و انديشه ي انقلابي آن مرد پاك طينت را تشكيل مي داد؛چنان كه در 3 مرداد 1359،عنوان اولين خطابه ي وي در مجلس شوراي اسلامي«لزوم اطاعت از رهبر كبير انقلاب اسلامي امام خميني»بود.
وي علاوه بر تلاش هاي پي گير در خصوص جا انداختن خط فكري و مشي سياسي و مذهبي امام خميني (ره) در جامعه به ويژه در بين نسل جوان در مدت يك سال و اندي نمايندگي مردم اسفراين در مجلس شوراي اسلامي،كوشش هاي مجدانه اي در راستاي محروميت زدايي از چهره ي محروم اسفراين كردند كه نمونه ي بارز آن:طرح جاده ي اسفراين-بجنورد،وصل برق اسفراين به شبكه ي سراسري،كه در آن موقع ديزلي كم نيرو بود،خودكار كردن تلفن هندلي اسفراين و اخذ موافقت احداث سد اسفراين،اما اين غريو انسان دوستانه و صادقانه ي او در 7 تير ماه 1360،در يكي از جلسات هفتگي كه با حضور جمعي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي تشكيل شده بود،در اثر انفجار بمب به وسيله ي سازمان مجاهدين خلق ايران خاموش شد و به ملكوت اعلا پيوست،پيكر مطهر اين شهيد در زادگاهش روستاي رويين در جوار امام زاده اسحاق (ع) به خاك سپرده شد.برادر او،حاج عبدالله طيبي از معلمان كهنسال و متواضع اسفراين،تاريخ شهادت وي را با اين رباعي بيان كرده است.
طيبي در هزار و سيصد و شصت كشتي او به بحر خون بنشست
دفتـر حرب جـمهوري اسـلامي پشت يـاران او زغم بشكـست
13. غلامرضا اسفرايني«شهدي» (متولد 1323 و فوت 1384)
غلامرضا اسفرايني،فرزند شيخ عبدالحسين اسفرايني و او فرزند ظهير الدين حسن بن ميرزا عبدالمجيد سالك بن ملا قربانعلي روييني است.
وي به سال 1323هـ .ش در اسفراين زاده شد.تحصيلات ابتدايي را در اسفراين و متوسطه را در مشهد مقدس به پايان رساند. از جواني به شعر و شاعري علاقه ي بسيار داشت و چنان كه از شرح احوال اجداد وي كه در همين جا آمده است،معلوم مي شود شعر و شاعري در خانواده ي آنان موروثي بوده است و اكنون «اسفرايني» تخلص مي كند.
بذله گويي و حاضر جوابي او در بين اسفراينيان،شهره ي خاص و عام است. بيش تر اشعار وي در مدح و منقبت پيامبر اسلام(ص) و خاندان عصمت و طهارت است.
اسفرايني اراده ي خاصي به فاطمه ي زهرا (س) دارد و گاهي مراسم تعزيه و عزاداري آن بــانوي گرامي اسلام در اسفراين توسط او برگزار مي شد.نوحه سرايي وي نيز در محرم مشهور است.اشعار او در مجله ي باغ صائب چاپ مي شده است.
اسفرايني از زماني كه چشم به جهان گشود به روي شعرا وفضلا چشم و گوش باز كرد و در واقع در كوچه هاي شعر و شعور نشو و نما يافت و باليد.طنز پردازي از جمله ويژگي هاي اوست كه وي را در بين شــعرا بي مانند كرده بود.زماني كه اسفرايني 61 پله ي زندگي را بالا مي رفت مبتلا به بيماري ناراحتي قلبي شد و علي رغم معالجه در تهران و بهبود نسبي حال وي در روز سه شنبه 5/7/1384 ساعت 30/11 با مشكل تنفسي دچار شد و در عرض ساعتي مرغ جانش از قفس پريد و به ملكوت اعلي پيوست. روز چهارشنبه 6/7/84 ساعت 3 بعد از ظهر پيكر آن شاعر و عارف وارسته بر دوش خيل عظيم نويسندگان، شاعران، دوستداران علم و ادب و شيفتگان اهل بيت (ع) كه از شهرهاي مختلف آمده بودند تشييع و در بهشت زهراي اسفراين در قطعه ي فرهيختگان به خاك سپرده شد |